تبلیغات
وبلاگ تفریحی نفهمان !!!
البته فهمیده ها هم می تونن به ما سر بزنن...D:
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox


چت روم


عید



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
پنجشنبه 3 فروردین 1391-07:51 ب.ظ
نظرات() 

نفهمان خوشبخت

 

همّه ی اون روزهای خوب گذشته فقط بخاطر  

نفهمی خودمون بود که بدیهارو نمی فهمیدیم! 



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
دوشنبه 1 اسفند 1390-06:21 ب.ظ
نظرات() 

نفهمان

نفهمان

گاهی آدما میفهمند، نفهمند

گاهی نمیفهمند، نفهمند

و گاهی نفهمند، میفهمند

گاهی هم میفهمند، میفهمند

اما چه بفهمند چه نه، خود را نفهمی میدانند بی خبر

 بیخبر از هر چیز، بیخبر از هر چیز تا جوابی ندهند برای

برای آن چه شد یا

یا میشود .                                            



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
دوشنبه 1 اسفند 1390-04:55 ب.ظ
نظرات() 

داستانی پند اموز

جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه...

مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه اما موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت ...

جانی وحشت زده شد...لاشه رو برداشت و برد پشت هیزم ها قایم کرد ولی وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش همه چیزو دیده ولی حرفی نزد.

مادربزرگ به سالی گفت : توی شستن ظرف ها کمکم کن...

ولی سالی گفت : مامان بزرگ جانی بهم گفته که میخواد تو کارای آشپزخونه کمک کنه و زیر لبی با بدجنسی به جانی گفت: اردکه رو یادت میاد؟!!!

و جانی بیچاره که قرمز شده بود ناچارا ظرفا رو شست ...

بعد از ظهر اون روز پدربزرگ گفت که میخواد بچه ها رو ببره ماهیگیری ولی مادربزرگ گفت : متاسفانه من برای درست کردن شام به کمک سالی احتیاج دارم...

سالی دوباره با بدجنسی تمام لبخندی زد و گفت : نگران نباشید چونکه جانی به من گفته میخواد کمک کنه !!!

و زیر لبی به جانی گفت: اردکه رو یادت میاد ؟!!

اون روز سالی رفت ماهیگیری و جانی کوچولوی بیچاره با حسرت تمام خونه موند و تو درست کردن شام کمک کرد...

چند روزی به همین منوال گذشت و جانی مجبور بود علاوه بر کارای خودش کارای سالی رو هم انجام بده تا اینکه نتونست تحمل کنه و رفت پیش مادربزرگش و همه چیز رو بهش اعتراف کرد...

مادربزرگ لبخندی زد و اونو در آغوش گرفت و گفت : عزیزدلم میدونم چی شده. من اون موقع کنارپنجره بودم و همه چیزو دیدم اما چون خیلی دوستت دارم بخشیدمت. من فقط میخواستم ببینم تا کی میخوای به سالی اجازه بدی به خاطر یه اشتباه تو رو در خدمت خودش بگیره...!!!

========================================

گذشته شما هرچی که باشه ، هرکاری که کرده باشید...

هرکاری که دایم اون رو به رختون میکشند ( دروغ، تقلب، ترس، عادتهای بد، نفرت، عصبانیت، تلخی و...) هرچی که هست...

باید بدونید که خدا کنار پنجره ایستاه بوده و همه چیز رو دیده ، همه زندگیتون، همه کاراتون رو دیده !

اون میخواد که شما بدونید که دوستتون داره و شما رو بخشیده...

فقط میخواد ببینه تا کی اجازه میدید به خاطر این کارا شما رو در خدمت بگیرند ؟!

بهترین چیز درباره خدا اینه که هر وقت ازش طلب بخشایش میکنید نه تنها میبخشه بلکه فراموش هم میکنه ، پس همیشه به خاطر داشته باشید :

خدا پشت پنجره ایستاده



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
سه شنبه 11 بهمن 1390-12:36 ق.ظ
نظرات() 

عجایب هفت گانه

اهرام مصر (هرم خوفو)

هرم خوفو بزرگترین هرم در بین اهرام مصر است ,این بن ا که قدیمی ترین و بزرگترین بنا در بین عجایب هفتگانه می باشد تنها بنایی است که در حال حاضر وجود دارد . هرم خوفو در 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است . این هرم بلندترین بنای ساخته دست بشر از 4400 سال پیش تا سال 1889 بود , زمانیکه برج ایفل با ارتفاع 300 متر ساخته شد. محدوده هرم خوفو باندازه 6 قطعه زمین شهری عظیم می باشد . بیشتر سنگهای بکار رفته در این بنا به بزرگی سنگهای عظیمی هستند که بوسیله کامیون حمل می شوند. سطح خارجی زمختی که ما امروزه از این هرم می بینیم مقبره فرعونی به نام خوفو بوده که درآن زمان پوشیده شده از سنگهای آهک صیقلی و زیبایی بوده است . فرمانروایان بعدی این سنگهای با ارزش را متعاﻗﺒﺄ برای ساختن بناهای خودشان می دزدیدند. این عمل باعث شد که از ارتفاع هرم 5 درصد کم شود و به ارتفاع فعلی اش که 138 متر است برسد . هرم خوفو دارای سه اتاق دفن اجساد است . اتاق اول محل دفن شاه , اتاق دوم محل دفن ملکه و اتاق سوم که برای رد گم کردن دزدان هرم بوده است .

 


مجسمه عظیم الجثه رودس در یونان

مجسمه عظیم الجثه رودس در یونان ارتفاع مجسمه ع ظیم الجثه رودس با پایه اش به اندازه یک ساختمان 15 طبقه امروزی است . این مجسمه یک شاهکار برجسته معماری می باشد که بر روی جزیره رودس در حدود 280 قبل از میلاد ساخته شده است . هیچ کس به درستی نمی داند که این مجسمه شبیه چه بوده ویا در کجا قرار داشته است. نظریه بسیار مورد توجه آن است که مجسمه رودس در روی ورودی لنگرگاهی بنا شده بوده و پاهای مجسمه در دو طرف قرار داشته است به طوریکه کشتیها از بین پاهای آن عبور می کرده اند. البته این فرضیه بسیار محتمل به نظر می رسد . این بنا مشکلات غیرقابل حل در 3 قرن پیش از میلاد را مطرح می کند. همچنین تجارت در این بندر در زمان احداث این مجسمه دارای رکود شده و این بندراز رونق اقتصادی افتاده است . این مجسمه یکی از عجایب هفتگانه به شمار می رود که برای مدت کوتاهی تقرﻳﺒﺄ 53 سال پا برجا بوده است .

                                                                                                                                                                                      
معبد آرتمیس

معبد آرتمیس در افوسوس ( ترکیه) معبد آرتمیس در افوسوس یکی از زیباترین بناهای ایام گذشته بود. این بنا با داشتن100 ستون مرمری زیبا که ارتفاع هرکدام از آنها به 15 متر میرسید یکی از عجایب هفتگانه به حساب می آید. این معبد فضایی را در برمی گرفت که ﺘﻗﺮﻳﺒﺄ چندین برابر وسعت آکروپلیس درآتن بود. میتوان گفت که معبد آرتمیس صعود و سقوطهای بسیاری را در طی قرنها پشت سر گذاشت. این بنا در 600 سال قبل از میلاد ساخته و در 550 سال پس از میلاد در آتش سوخت . بعد از آن مجددﺃ به صورت بسیار زیباتر و عظیمتری بازسازی شد. این بنا برای دومین بار دچار حریق شد البته این بار بطور عمدی توسط فردی بنام هروستراتوس که برای به یاد ماندن نامش به این کار دست زد, ولی این معبد دوباره با اندازه ای بزرگتر و بسیار بهتر از قبل ساخته شد. این معبد بسیار زیبا درونش با مجسمه های بی نظیری تزیین شده بود . این معبد پابرجا بود تا زمانیکه بر اثر هجوم بربرها در 262 پس از میلاد برای همیشه از صفحه تاریخ محو شد و هرگز دوباره ساخته نشد . آنچه که از این معبد باقی ماند هم توسط زلزله ها کاﻤﻸ از بین رفت .





مجسمه زئوس

مجسمه زئوس در المپیا مجسمه زﺌﻮس خدای یونان در ا لمپیا یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان است . این اثر در 450 سال قبل از میلاد توسط مجسمه ساز معروفی بنام فیدیاس ساخته شد این هنرمند همان کسی بود که مجسمه خدای آتنا را هم برای معبد پارتنون در آتن ساخت. ارتفاع مجسمه زﺌﻮس در حدود 12 متر بود . بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و موها و ریشش را از طلا ساخته بودند. تخت آن از چوب درخت سرو بود که بوسیله جواهرات گرانبهایی آراسته گردیده بود. این اثر ارتفاعش چنان بود که با سقف معبد زﺌوس برخورد می کرد . فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زﺌﻮس را نشان دهد. مجسمه زﺌﻮس در معبد زﺌﻮس که طول آن به 64 متر می رسید قرار داشت . 72 ستون خارجی این معبد که به سبک معماری قدیم یونان بودند این معبد را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند . سنگفرش آن نیز با مجسمه های بی نظیری تزیین گشته بود. مجسمه زﺌوس در حدود 850 سال در این معبد قرار داشت تا هنگامیکه بعضی از یونانیها آنرا به استانبول منتقل کردند. البته این زیاد طول نکشید چراکه محل جدید نیز در آتش سوخت و این مجسمه برای همیشه از بین رفت.

 


باغهای معلق بابل در عراق

باغهای معلق بابل در عراق باغهای معلق بابل یکی از بحث برانگیزترین عجایب هفتگانه می باشند چراکه هنوزبرخی از باستانشناسان در وجود داشتن آنها شک دارند. بعد از بدست آمدن اسناد اصلی و خرابه های برجامانده از آن زمان وجود داشتن آنها ثابت شد البته در مقیاسی کمتر از آنچه تصور می شود. در این میان سوالی مطرح است که این باغهای معلق چرا ساخته شدند؟ در پاسخ این سوال می توان گفت که موثق ترین سند حاکی از آن است که شاه نبوچاد نزار دوم که دارای شهرت مذهبی می باشد این بنای عجیب را برای خوشحال کردن همسرش در 6 قرن قبل از میلاد ساخت چراکه همسرش از دیدن چشم انداز صحرا مانند بابیلون دچار دلتنگی برای محل زندگی اش شده بود جایی که دارای کوهها و جنگلهای سرسبزی بود به همین خاطربه دستور شاه تپه مصنوعی سبز و خرمی ساخته شد که دارای درختان و گلها و گیاهان زیبایی بود . بعضی ها می گویند که یک ملکه آشوری قدرتمند باغهای معلق بابل را برای تفریح و سرگرمی خودش ساخته است و افراد دیگری عقیده دارند که این باغها به دستور یک شاه آشوری ساخته شده است .

 


مقبره هالیکارناسوس در ترکیه

مقبره هالیکارناسوس در ترکیه مقبره هالیکارناسوس در4 قرن قبل از میلاد نه تنها بسیار پرابهت و پر عظمت بود بلکه به صورت زیبایی با ستونها و مجسمه ها تزیین شده بود. سقف این مقبره با مجسمه هایی از اسبها تزیین شده بود اسبهایی که ارابه شاه ماسولوس و همسرش ملکه آرتمیسیا را می کشیدند. ارتقاع این مقبره مرمری به اندازه یک ساختمان 14 طبقه بود . ازنقطه نظر استراﺘﮋﻳکی دامنه کوه درست مشرف به هالیکارناسوس و خلیج آن بود . ملکه آرتمیسیا فرمان ساخت این مقبره را در هالیکارناسوس بری همسرش در 353 سال قبل از میلاد صادر کرد. ملکه این بنا را برای قدردانی از همسرش ساخت و به این منظور بهترین هنرمندان و مجسمه سازان آن زمان را گرد آورد. شاه ماسولوس تنها یک حکمران ایالتی معمولی در بین امپراطوری های عظیم ایرانی در 2300 سال پیش بود. ملکه آرتمیسیا دو سال پس از همسرش , شاه ماسولوس که برادرش هم بود در گذشت. او در کنار شاه در مقبره هالیکارناسوس دفن شد. این بنا در حدود 17 قرن پابرجا بود و در 1400 سال بعد از میلاد بر اثر یک سری زلزله در هم فرو ریخت.

 


فانوس الکساندریا

فانوس الکساندریا یکی از بزرگترین شاهکارهای روزگار باستان می باشد. ارتفاع این بنا حداقل به اندازه یک ساختمان 40 طبقه امروزی بود و برای 16 قرن پابرجا بود. برخلا ف 6 عجایب دیگر, فانوس الکساندریا استفاده های عملی بسیاری داشت . این بنا به کشتیهای دریانوردی کمک می کرد که اسکله ها را براحتی پیدا کنند و با ایمنی کامل داخل آن شوند. چراکه تنگه های خطرناک دﻗﻳﻗﺄ در خارج از بندرها قرار داشتند. ارتش نیز از این فانوس برای پیدا کردن کشتیهای دشمنان استفاده می کرد. این بنا ظاهرﺃ ساختار جامدی داشته است و برای 1600 سال باقی بوده است اما با وجود این براثر طوفانهای دریایی زمستان و زلزله های بسیار از بین زفته است . فانوس الکساندریا دو نوع برج دیده بانی داشت که در نوک آن قرار داشتند. فانوس الکساندریا 3 عنصر ساختمانی داشت , پایه مستطیل شکل , قطعه میانی هشت وجهی , و قسمت بالای آن که استوانه ای شکل است و برجهای دیده بانی در آنجا قرار دارند. تقرﻳﺒﺄ ارتفاع این سه قسمت فانوس الکساندریا به 110 تا 180 متر می رسید. بجز اهرام مصر فانوس الکساندریا بلندترین ساختمان جهان بود البته تا زمانیکه برج ایفل در 1889 ساخته شد.



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
دوشنبه 10 بهمن 1390-11:45 ب.ظ
نظرات() 

پند های شکسپیر برای لذت بردن از زندگی

 

William Shakespeare Said :

ویلیام شکسپیر گفت :


I always feel happy, you know why?

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


Because I don't expect anything from anyone

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم


Expectations always hurt ...

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...


Life is short ...

زندگی کوتاه است ...


So love your life ...

پس به زندگی ات عشق بورز ...


Be happy

خوشحال باش


And keep smiling

و لبخند بزن


Just Live for yourself and ..

فقط برای خودت زندگی کن و ...


Befor you speak ؛ Listen

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن


Befor you write ؛ Think

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن


Befor you spend ؛ Earn

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش


Befor you pray ؛ Forgive

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش


Befor you hurt ؛ Feel

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن


Befor you hate ؛ Love

قبل از تنفر ؛ عشق بورز


That's Life …

زندگی این است ...


Feel it, Live it & Enjoy it

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
شنبه 8 بهمن 1390-09:26 ب.ظ
نظرات() 

مناجات کامپیوتری

.ای خدا hard دلم format مکن                                    field من را خالی از برکت مکن

 


 

option غم را خدایا on مکن                                          file   اشکم را خدایا run مکن


 

  تو  delete  کن شاخه های غصه را                               سردی و افسردگی هر سه را


 

jumper شادی بیا تا set کنیم                                     سیستم اندوه را reset کنیم


 

نام تو password درهای بهشت                                  آدرس email سایت سرنوشت


 

ای خدا روز ازل cad داشتی                                        mouse بود اما مگر pad داشتی ؟


 

که چنین طرح 3d میزدی                                            طرح خود بر روی cd میزدی


 

تا نیفتاد bug در اندیشه مان                                       تا که ویروسی نگردد ریشه مان
ای خدا بر ما تو ایمن می  فرست                                بهر دل های پر آتش fan فرست


 

  ای خدا حرف دلم با کی زنم                                         help میخواهم که f1 میزنم



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
جمعه 7 بهمن 1390-06:20 ب.ظ
نظرات() 

معنای جالب اسم کشورها

آرژانتین: سرزمین نقره

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

ایران:‌قوم آریایی

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

اسرائیل: جنگیده با خدا

...

ایسلند: سرزمین یخ

بحرین: دو دریا

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

پاراگوئه: این سوی رودخانه

ترکیه: سرزمین قوی ها آشنایی با کشورها

جامائیکا: سرزمین بهاران

دانمارک: مرز قوم دان

روسیه: کشور روشن ها، سپیدان

سریلانکا: جزیره باشکوه

سوئد: سرزمین قوم "سوی"

سوئیس: سرزمین مرداب

سودان: سیاهان

سوریه: سرزمین آشور

سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی / برف

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی "ایروکوئی"

کنیا: کوه سپیدی

لبنان: سفید



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
جمعه 30 دی 1390-02:10 ب.ظ
نظرات() 

ایا تا به حال فکر کرده اید چه رنگی هستید

بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما کبودی رنگ هستید
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید...

 

اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
• بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
• بین 12 تا 21 فروردین باشد شما سرمه ای است
• بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید
• بین یکم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید
• بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید
• بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید
• بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید
• بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاکستری هستید
• بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید


• سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاکستری است
• بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید
• بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید
• بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید
• بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید
• بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید
• بین 23 مرداد تا یکم شهریور باشد شما سبز هستید
• بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید
• بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما کبود رنگ هستید
• بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید


• متولدین یکم مهر ماه زیتونی هستند
• بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید
• بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید
• بین 22 مهر ماه تا یکم آبان ماه شما نقره ای هستید
• بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید
• بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است
• بین یکم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید
• بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاکستری هستید
• بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید
• متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند
 

معنی رنگها:

 قرمز
با نمک و دوستداشتنی، مشکل پسند اما همیشه عاشق.......و
اینطور بنظر میرسد که مورد محبت نیز باشید. با روحیه و
بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این
همان عشقی است که میتواند در راهی که در پیش دارید
همراهتان باشد
آدمهایی را که راحت صحبت میکنند دوست دارید این آدمها
باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

  شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد
ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت
خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میکنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای
طولانی دوستش خواهید داشت.

 نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در
انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفکر انتخاب
می کنید و بسیار بندرت مرتکب اشتباه احمقانه میشوید
دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید
پیدا کنید.

 خاکستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی کنید
و هر آنچه را که درونتان است آشکار می سازید. اما ضمنا
میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و
نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید
روز مردم را روشن کنید. شما میدانید در زمان مناسب چه
بگویید و خوش اخلاق هستید.

 سبز
خیلی خوب با افراد تازه کنار می آیید. در واقع آدم
خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با کلماتت به عواطف مردم
آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه کسی
باشید که دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد
مورد نظرت می مانید.

 طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم
بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد
مورد نظرت را پیدا کنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان
متمادی دوباره عاشق نمی شوی.

 صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست
دارید به سایرین کمک کنید. اما به سادگی قانع نمی شوی.
دارای افکاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز
مانند آنچه در قصه هاست هستید.

 زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ،
و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم
میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره
در افکار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.

 خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز
را مطابق میل خود کنید که گاهی میتواند بدلیل عدم توجه
به نظر دیگران مشکل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار
است فرد بهتری پیدا کنید.

 نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه
با مردم رفتار کنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها
دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میکنید ، فردی
آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و
قدر آنچه را که دارید میدانید، گاهی اوقات واکنشتان
زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.


ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان
نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند
غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید
دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را
فراموش میکنید. بدنبال شخصی هستید که قابل اعتماد باشد.

  لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت
می ورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض میکنید، نمی
توانید به یک کار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید که
اعتماد و علاقه همه را جلب میکند.

  نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را
بیازمایید. علاقه دارید خود سازی کنید و بسادگی می
آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت کرد و شما نصایح خوبی
میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به
کسی اعتماد کرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا
پایان عمر به آنها اعتماد میکنید.

 

سیاه
شما یک مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در
زندگی را نمی پسندید. زمانی که تصمیمی گرفتید، روی
تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز
توام با مبارزه است و مثل همه نیست.

  زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و
دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست
است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت
نورزید.

 قهوه ای
فعال و ورزشکارید ، برای دیگران مشکل است که به
شما نزدیک شوند. زمانی که متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی که میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها
میکنید.


آبی
اتکا به نفس کمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند
هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از
دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه
از قلبتان.

 سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه
چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید
زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان
مشکل است آنها را ببخشید.

 سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید
نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه
این حالت شما را دوست دارند.

 ;;کبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میکند اغلب تنها
هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی
حرف مردم را زود باور میکنید



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
جمعه 30 دی 1390-02:08 ب.ظ
نظرات() 

جمله زیبا

وقتی خدا مشکلت را حل می کند تو به توانایی اش ایمان داری اما وقتی حل نکنه اون به توانایی تو ایمان داره.

وقتی که عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرو می آورد.

بشر یک بودن است و انسان یک شدن.

جهان را ما نه آن چنان که واقعا هست میبینیم جهان را ما آنچنان که هستیم میبینیم

خدایا عقیده مرا از دست عقده ام مصون بدار.

در زندگی چنان باش که آنان که خدا را نمیشناسند تو را که می شناسند خدا را بشناسند



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
یکشنبه 18 دی 1390-04:02 ب.ظ
نظرات() 

پ ن پ

 

فرض کنین. طبقه پنجم یک برج ۱۵ طبقه.

مامور سرشماری: منزل شما به آب لوله کشی مجهز هست؟

من: «پ نه پ»، چاه داریم توی زیرزمین با دلو آب میکشیم میاریم بالا.

مامور سرشماری: اتصور ین که توی قسمت فرزند نوشتین دخترتونه؟

من: «پ نه پ»، دختر همسایمونه، من چون عقده بابا بودن دارم، روزا میاد اینجا من ادای باباشو در میارم.

مامور سرشماری: آیا شما شهرنشین هستین؟

من: «پ نه پ»، اینجا برره ست، ما تابلوش رو عوض کردیم گذاشتیم الهیه.

مامور سرشماری: سرویس بهداشتی داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ» هر کی هرجا دلش خواست خودش رو ول میکنه

مامور سرشماری: پنجره نورگیر داخل منزل هست؟

من: «پ نه پ»، تمامش رو گل گرفتیم که خودمون رو آماده کنیم واسه خواب زمستانی

مامور سرشماری: سند منزلتون مسکونیه؟

من: «پ نه پ» تجاریه، منتها ما چون عقل نداریم، ازش مسکونی استفاده میکنیم.

مامور سرشماری: آیا منزل شما مجهز به سیستم سرمایشی، گرمایشی هست؟

من: «پ نه پ»، هم دیگر رو موقع گرما "فوت" میکنیم موقع سرما "ها" میکنیم

مامور سرشماری: منزل شما اتاق خواب دارد؟

من: «پ نه پ» ما از اونجایی که مرتاضیم، شبا روی نرده تراس میخوابیم.

مامور سرشماری: برای روشنایی منزلتان از نیروی برق استفاده میکنید؟

من: «پ نه پ»، دوتا مشعلدار استخدام کردیم، شبا میان خونمون رو روشنایی میبخشن...

 تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن   

فیوز خوابگاه پرید، همه لامپا خاموش شدند، رفتم تو سالن به نفر با تعجب میگه: برقا رفتن؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ (برقا) نشستن تو پذیرایی منتظرن تو چایی بیاری روشن بشن
***************************

داریم امتحان میدیم، سوالاش سخته. به بغل دستیم نگاه میکنم، میگه تقلب میخوای؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ دیدم سر جلسه امتحان چقدر جذابتر میشی، محو تماشات شدم. یه برگه بهم میده، میگم: جواب سوالاست؟ میگه: پـَـ نـَـ پـَـ سر جلسه امتحان دلم گرفته بود برات نامه فدایت شوم نوشتم.
***************************

استاد یه سوال رو تخته نوشته، میگه حالا کی میاد اینو حل کنه؟ دستم رو بردم بالا. استاد میگه: میخوای بیای پای تخته حلش کنی؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ من مجیدم، از همینجا دستم میرسه حلش کنم
یارو سر سه راه حافظ با سرعت ۹۰ تا تخته گاز میره تو شیرینی فروشی، شیرینی فروشی درب و داغون میشه. از ماشین پیاده میشه با خونسردی میگه: مقصر من بودم؟ صاحب شیرینی فروشی میگه: پـَـ نـَـ پـَـ مقصر منم که سر راه تو شیرینی فروشی زدم.
بابام تو حموم داره ریشش رو میزنه. مامانم بهش میگه: داری ریشت رو میزنی؟ بابام میگه: پـَـ نـَـ پـَـ دارم چمنای محوطه رو کوتا میکنم



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
پنجشنبه 15 دی 1390-03:49 ب.ظ
نظرات() 

سخنی زیبا از پائلو کوئیلو

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد

 



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
دوشنبه 12 دی 1390-08:00 ب.ظ
نظرات() 

دستشویی مدیر

بار اولی که رفته بودم تو دفتر مدیر کارخونمون? پیش خودم گفتم اینجا حتما توالتش از توالتای کارگری کارخونه تمیزتره. بد نیست تا اینجا که اومدم یه حالی هم به مستراح جناب مدیر بدم. بعد از اینکه آقای مدیر کارش را به من گفت. سریع رفتم سمت توالت کذایی.

روی در توالت با خطی خوش نوشته شده بود:

"النظافه من الایمان"

در را باز کردم. روبروم با همان خط نوشته شده بود:

"در را آرام ببندید"

برگشتم درو آروم ببندم? دیدم پشت در نوشته:

"هواکش را روشن کنید"

کمی پایین تر نوشته بود:

"در را قفل کنید"

بعد از این جمله بلافاصله یه فلش میرفت به سمت شاسی قفل و دو تا فلش دیگه دور شاسی بود که در دو جهت مخالف چرخیده بودند یکی نوشته بود باز و اون یکی نوشته بود بسته. خلاصه در را قفل کردم و رفتم سمت هواکش که نخش را بکشم. درست زیر نخ روی دیوار نوشته بود:

"در دو مرحله و به آرامی بکشید".

بالاخره رفتم سر کار اصلی.. توالت از نوع ایرانی بود. اینقدر حواسم پرت نوشته ها شده بود که برعکس نشستم. دیدم روی دیوار روبرویی نوشته:

"اخوی برعکس نشستی.برگرد درست بشین!"

دیگه باورم نمیشد که برای اینجا هم ایزو گرفته باشن و به همه چیز فکر شده باشه. (آخه اون موقع ما تازه ایزو گرفته بودیم) غر غر کنان پا شدم و درست نشستم. گلاب به روتون وفتی داشتم کارمو می کردم یهو سرمو بردم رو به بالا. این دیگه باور نکردنی بود. داشتم شاخ درمیاوردم. رو سقف نوشته بود:

"سرت تو کار خودت باشه"

کارم تموم شد و دستمو بردم سمت شلنگ. دیدم نوشته:

"در مصرف آب صرفه جویی کنید"

خلاصه بالای سر شیر آب کاملا مشخص شده بود که کدوم آب سرده? کدوم گرمه و هرکدوم به چه سمتی باز و بسته میشه. شیلنگ را گذاشتم سرجاش پا شدم شلوارمو بکشم بالا دیدم که نوشته:

"سیفون را بکشید"..

بر گشتم سیفون را بکشم که نوشته بود:

" آرام بکشید"..

زیرش هم خیلی ریز نوشته بود:

"زیپ شلوار فراموش نشه"..

جا خوردم. واقعا جا خوردم. آخه زیپ شلوارم رو نبسته بودم. خلاصه ترس برم داشت.. رفتم سر روشویی که دستمو بشورم که دیدم نوشته بود:

"هواکش را خاموش کنید".

رفتم هواکش را هم خاموش کردم و برگشتم دستمو شستمو قفل درو باز کردم و سریع پریدم بیرون.

رییس دفتر جناب مدیر روبروم اسیتاده بود. همچین چپ چپ نگاهم کرد که انگار املاک باباش را غصب کردم. گفت:

"لطفا درو آروم ببندید"

دستمال کاغذی هم رومیزه دستتون را اونجا خشک کنید. رفتم دستمال برداشتم دستمو خشک کردم. اومدم دستمالو بذارم تو جیبم? گفت:

"نه? سطل آشغال اون بغله".

تازه فهمیدم که این ماجراها از گور کی بلند میشه



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
یکشنبه 27 آذر 1390-07:32 ب.ظ
نظرات() 

سا عت مچی

مرد جوان: ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده؟
پیرمرد: معلومه که نه!
- چرا آقا... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین؟!
- یه چیزایی کم میشه و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری؟!
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه؟
- خوب... آره امکان داره
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی
- خوب... آره این هم امکان داره
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده
- آره ممکنه...
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما!
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه
- مرد جوان همچنان نیش لبخندش بازتر شد
- یه روزی هر دوتاتون میاین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین
- اوه بله... حتما و تبسمی عاشقانه بر لبانش نشست

- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت: من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه... می فهمی؟!
و پیرمرد با عصبانیت از مرد جوان دور شد ...

نتیجه :از زمان درست استفاده کن وهمین زمان است که برات شانس میاره



نوشته شده توسط :رئیس پاچا
یکشنبه 27 آذر 1390-07:20 ب.ظ
نظرات() 

جملات قصار

برای مشاهده این سایت بر روی جملات قصار کلیک کنید...
                                         جملات قصار

نوشته شده توسط :رئیس پاچا
پنجشنبه 24 آذر 1390-07:53 ب.ظ
نظرات() 







  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2